خرید بک لینک
when you want to do something, but you just can't...
such a waste :(

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

this is not the place! gotta move asap!

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

این روزا انگار یه :دی عه بزرگ چسبیده به آسمون


+VvV

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

Are promises that never came :(


P.S. : میدارد Linkin Park اشاره به آهنگی به همین نام از

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

تو قامت بلند تمنایی ای درخت!همواره خفته است در آغوشت آسمانبالایی ای درختدستت پر از ستاره و چشمت پر از بهارزیبایی ای درخت!وقتی که باد هادر برگ های در هم تو لانه می کنندوقتی که باد هاگیسوی سبز فام تو را شانه می کنندغوغایی ای درخت!وقتی که چنگ وحشی باران گشوده استدر بزم سرد اوخنیانگر غمین خوش آوایی ای درخت!در زیر پای تواینجا شب است و شب زدگانی که چشمشانصبحی ندیده استتو روز را کجاخورشید را کجادر دشت دیده غرق تماشایی ای درخت!چون با هزار رشته تو با جان خاکیانپیوند می کنیپروا مکن ز رعدپروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت!سر بر کش ای رمیده که همچون امید مابا مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت!

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

گفته بودم زندگی زیباستگفته و ناگفته، ای بس نکته ها کاینجاستآسمانِ باز؛آفتابِ زر؛باغهای گل؛دشتهای بی در و پیکر؛سر برون آوردن گل از درون برف؛تاب نرم رقص ماهی در بلور آب؛بوی خاک عطر باران خورده در کهسار؛خواب گندمزار در چشمهی مهتاب؛آمدن،رفتن،دویدن؛عشق وزیدن؛در غم انسان نشستن ؛پابه پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن؛ کار کردن،کارکردن؛آرمیدن؛چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن ؛جرعههایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن ؛ گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛همنفس با بلبلان کوهی ِ آواره خواندن؛در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن؛و رهانیدن،نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن؛گاه گاهی ،زیر سقف سقف این سفالین بامهای مه گرفته، قصههای در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن،بی تکان گهوارهی رنگین کمان رادر کنار بام دیدن ؛یا شب برفی،پیش آتشها نشستن،دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری، آری، زندگی زیباستزندگی آتشگهی دیرنده پا برجاستگربیفروزیش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست» پیرمرد، آرام و با لبخند،کندهای در کورهی افسرده جان افکندچشمهایش را در سیاهیهای کومه جس

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر


برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

یه سری دوست هستن، که حاضرن همینجوری کلی وقت بذارن واست
اونم تو وضعیتی که خودت خودتو تحمل نمیکنی
اینا دوستای مهربونین:-)
خدا زیادشون کنه

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

اقااااا

یه عمره که دارم کمینه محلی میزنم

دقیقا هر کاری که راحت تره

...

جالبتر اینه که حتی معلوم نیس زندگی گلوبال اپتیمم داشته باشه

چه برسه به این که کمینه محلی جواب باشه اصن

...

+هذیانهای یک مغز رنجور

+دوستانی که هوش با دکتر ساجدی پاس کردند باید خیلی آشنا باشن با کمینه محلی:پی

برچسب: نویسنده: مریم حیدری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 13:13

صفحه بندی